X
تبلیغات
پیش دبستانی و مهد كودك رويش
تاريخ : چهارشنبه سی ام مرداد 1392 | 22:39 | نویسنده : مدیریت

سبک­های فرزندپروری و اثرات آن


بامریند (1978) بر اساس دو بعد میزان امکانات و کنترل، چهار گونه سبک تربیتی را در والدین توصیف می­کند که عبارتند از:

1-    والدین قاطع (کنترل زیاد، امکانات زیاد)

2-    والدین مستبد (کنترل زیاد، امکانات کم)

3-    والدین سهل­گیر (کنترل کم، امکانات زیاد)

4-    والدین بی­تفاوت (کنترل کم، امکانات کم)

 

والدین قاطع: والدین قاطع فرزند خود را برای کسب خودمختاری یا استقلال تشویق می­کنند، اما در عین این تشویق کماکان محدودیت­ها و کنترل­های خود را بر نحوه رفتار کودک اعمال می­کنند، با فرزندان خود تعامل و گفتگوی زیادی دارند، رابطه گرمی با فرزندان خود دارند، باعث افزایش کفایت اجتماعی فرزندان می­شوند


والدین مستبد: این دسته از والدین به اطاعت فرزندان از والدین اهیت زیادی می­دهند. از اقدامات تنبیهی زیادی استفاده می­کنند، متعصب و سخت­گیر هستند، فرایند گفت و شنود آنها با فرزندانشان عموماً به شکل آمرانه و نتیجه آن پذیرش بی­چون و چرای فرزند می­باشد. استانداردهای رفتاری به طور کامل توسط والدین تعیین می­گردد، رفتار مستقل را در فرزندان تشویق نمی­کنند، به طور معمول محدودیت­های خشک و کنترل شدیدی را بر فرزندان اعمال می­کنند


والدین سهل­گیر: والدین سهل­گیر بسیار انعطاف­پذیر و ملایمند و اغلب اوقات در مورد قواعد زندگی منفعل می­باشند. درخواست­های کمی از فرزندان خود دارند و به آنها آزادی زیادی می­دهند تا هرگونه که دوست دارند رفتار کنند.


والدین طردکننده (بی­تفاوت): والدین طردکننده به طور معمول با فرزندان خود تعامل زیادی ندارند. این دسته از والدین از فعالیت­های فرزندشان یا اینکه با چه کسی دوست است اطلاعات کمی دارند و علاقه کمی در کسب اطلاع در خصوص وضعیت تحصیلی فرزند خود دارند. در تصمیم­گیری­ها نیز علاقه­ای به نظر فرزند خود نشان نمی­دهند.



تاريخ : چهارشنبه سی ام مرداد 1392 | 22:37 | نویسنده : مدیریت

تست کنترل اراده


کنترل اراده می تواند رمز موفقیت باشد. طبق نتیجه تحقیقات روی 1000 کودک که از سنین پایین تا سن 32 سالگی مورد آزمایش قرار گرفتند مشخص شد بچه هایی که در همان سنین پایین اراده بیشتری داشتند در بزرگسالی موفق تر هستند. در این آزمایش از بچه ها خواسته می شود تا به مدت 15 دقیقه تحمل کنند و شیرینی که به آنها داده می شود را نخورند. در صورتی که موفق شوند یک شیرینی دیگر به آنها داده می شود ولی اگر شیرینی خود را قبل از 15 دقیقه بخورند از شیرینی دیگر، خبری نیست.



شهلا بیاتی

کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی

                                                                                            دانشگاه شیراز




تاريخ : جمعه بیست و نهم دی 1391 | 22:10 | نویسنده : مدیریت

برخورد والدین در خشونت کودکان

تمام متخصصان معتقدند قدرت نفوذ والدین مهمترین عامل بازدارنده خشونت در کودکان است.بزرگسالان هم در مدرسه و هم در محیط خانه می بایستی "خشونت گرایی" را جدی بگیرند، زیرا این مشکل به طور خودبه خودی و به مرور زمان از بین نمیرود .کودکان قربانی خشونت اغلب از بی توجهی والدین خود نسبت به مشکلی که دارند شکایت میکنند.در بدترین حالت، والدین به فرزندانشان توصیه میکنند: «اگر کسی به تو زورگفت توهم مقابله به مثل کن.» و در بهترین حالت به فرزندشان می گویند «فراموشش کن» فراموش کردن رفتاری ناشایس است. ممکن است در اصلاح برخی از رفتارها موثر باشد ولی در مورد برخورد با خشونت کارایی ندارد. قربانیان خشونت، معمولا بسیار حساس بوده و نمی توانند ازار و اذیت کودکان خشونت گرا را فراموش کنند. از سوی دیگر این نوع ازارها گاهی فیزیکی بوده وقابل فراموشی نیست. گاهی اوقات توصیه های ارائه شده به کودکان را در مورد مشکلات مشابه بزرگسالان به کار نمی بندیم. مثلا هیچ کس به کارگری که از همکارش کتک می خورد توصیه نمیکند که واکنشی در برابر اون نشان دهد و موضوع را فراموش کند، اما همواره به کودکان چنین توصیه ای می کنند که موضوع را فراموش کند، اما همواره به کودکان چنین توصیه ای میکنند که در واقع کاری صحیح نیست. تشویق به مقابله به مثل نیز بدترین نوع توصیه  است، زیرا کودکان قربانی خشونت معمولا ضعیفتر و منزوی تر، از کودکان خشونت گرا بوده و در صورت مقابله به مثل،  بی شک شکست خواهند خورد. همین شکست ، به تسلط بیشتر کودکان خشونت گرا و ترس بیشتر قربانیان آنها منجر می شود.مقاومت در برابر کودکان خشونت گرا ممکن است در پاره ای از مواقع موثر باشد، ولی کتک کاری و مقابله به مثل قربانیان، معمولا موثر نخواهد بود.

والدین باید الگوهای شخصیتی مناسبی برای فرزندان خود باشند.

اگر کودکی مشاهده کند که والدین او، برای رسیدن به اهداف خود از خشونت استفاده می کنند، احتمالا خود نیز چنین خواهند کرد. والدین باید سعی کنند اختلافات خانوادگی را بدون استفاده از خشونت حل کنند.

کودکانی که از والدین خود کتک میخورند،عاقبت کودک ضعیف تری را خواهند یافت تا او را کتک بزنند.

والدین باید از ریشخند کردن فرزندان و اهانت به انها خودداری کنند تا فرزندشان نیز چنین رفتاری با کودکان دیگر نداشته باشد.

والیدن باید حس مسئولیت و کمک به همنوعان را در فرزندانشان تقویت کنند. اگر کودکی به دوستانش کمک کرد اورا تشویق نمایند. اگر به نیازها و احساسات دیگران توجح کرد به او نشان دهید که از این رفتار بسیار خرسند هستید وبه این ترتیب شرایط مناسبی را برای فرزندتان فراهم می سازید تا  رفتار متعادلی با دوستانش داشته باشد.

والدین باید به خصوصیات مثبت فرزندشان بیشتر توجه کنند.بسیاری از والدین به رغم اینکه الگوی رفتاری مناسبی برای فرزندان خود نیستند و حتی به طور ناخوداگاه باعث تقویت رفتارهای خشن انها می شوند تمایلی ندارند که فرزندان شروری داشته باشند. والدین باید بیاموزند که برای تغییر رفتار فرزندشان ، می بایستی رفتار خودشان را تغییر دهند، هیچ کسی دوست ندارد فرزندش قربانی خشونت شود. والدین باید راهبردهای موثر برخورد با خشونت کودکان خشونت گرا، را به فرزندان خود بیاموزند. این کار بدون کمک مسئولان مدرسه موفقیت امیز نخواهد بود،زیرا مدرسه مکان مناسبی برای بروز خشونت بین کودکان است

Harmony BearTenderheart Bear



تاريخ : جمعه بیست و نهم دی 1391 | 22:9 | نویسنده : مدیریت
                                             پرخاشگری در کودکان
    بسیاری از والدین علاوه بر ناآگاهی از چگونگی برقراری ارتباط با فرزندان خود از عوامل منجر به پرخاشگری نیز آگاهی ندارند.
    دکتر کامبیز کامکاری روانشناس در این باره معتقد است: «پرخاشگری انسان ها در سنین پائین از آسیب های روانی، بویژه «افسردگی» نشان دارد.
    چنانچه والدین نسبت به پرخاشگری کودکان خود بی تفاوت باشند این معضل در روح فرزندان ماسک می خورد (پنهان می شود) و عوارض خود را در بزرگسالی نشان می دهد.
    در سنین ۱۲ تا ۱۸ سالگی پرخاشگری افراد به اوج و حالت های اختلال شخصیت، احساس ناکامی و محرومیت و اختلال سلوکی می رسد.
    کامکاری با استناد به تحقیقی که با همکاری وزارت کشور و در استان تهران انجام شده می افزاید: «تنها فقر و ناکامی ها نمی توانند افراد را پرخاشگر کنند چون در بسیاری از کلانشهرها والدین و جامعه به تشویق افراد پرخاشگر می پردازند و برخورد نشدن با این امر موجب تشدید آن می شود.»
    این دکتر روانشناس ادامه می دهد: «پرخاشگری علاوه بر مشکلات فردی و خانوادگی مسائل اجتماعی را نیز به دنبال دارد.
    بنابراین عوامل زیستی، روانی، اجتماعی و خانوادگی فرزندان بستر رشد جامعه پرخاشگر را هموار می کند.»
    وی پرخاشگری را دارای شاخه های مختلفی می داند و از پرخاشگری «وسیله ای» کودکان به عنوان مهم ترین معضل والدین نام می برد.
    کامکاری می گوید: «استفاده درست از شیوه های میدانی و جریمه در هنگام درخواست های متعدد کودکان برای به دست آوردن اجسام مختلف مؤثر است.
    به این ترتیب که اگر کودک برای به دست آوردن مثلاً یک اسباب بازی اصرار کرد والدین باید در مقابل خواسته او بی تفاوت باشند و در صورت تداوم اصرار یک سری از امتیازها را از کودک بگیرند. این رفتار موجب می شود درخواست های کودکان به حد متعادل برسد.
    این روانشناس، پرخاشگری های مستمر را در کودکان نشانه بیماری هایی مانند «بیش فعالی» و یا صرع می داند و به والدین تأکید دارد به دنبال ریشه یابی علل آن باشند.
    از طرفی دیگر دکتر خواجه نوری یاددادن اعتماد به نفس را در کاهش پرخاشگری کودکان مؤثر می داند.
    دکترای ارتباطات و استادیار دانشگاه آزاد تهران مرکزی می گوید: گاه دخالت های بی مورد والدین در حریم خصوصی فرزندان پرخاشگری را در آنان افزایش می دهد.
    به عنوان نمونه والدین همیشه سعی دارند بچه ها را پاکیزه نگه دارند، این درحالی است که کودکان در سنین خاصی تمایل دارند از انگشت های خود برای غذاخوردن و کثیف کردن اطراف استفاده کنند. از همین روست که بچه ها غذاهای آسان (fast food) را بسیار دوست دارند.
    در این شرایط مادران می توانند به جای پند و اندرز محیط کوچک و امنی از آشپزخانه و یا هر قسمت دیگری از خانه را به کودکشان اختصاص دهند تا بچه بتواند بدون وسواس، آزاد و خیلی راحت از دست های خود استفاده و بازی کند.
    با این شیوه کودک هم کار مورد علاقه اش را انجام می دهد و هم می داند که در بخش دیگری مانند اتاق خواب حق غذاخوردن با انگشت و کثیف کردن محیط را ندارد.
    جلوگیری از ذاتی شدن پرخاشگری
    اما دکتر محمدرضا شمس انصاری متخصص اعصاب و روان سن زیر ۲ سال تا ۶ سالگی را زمان شکل گیری پرخاشگری می داند.
    انصاری ادامه می دهد: «پیشگیری از پرخاشگری از ذاتی شدن آن جلوگیری می کند.»
    متخصص اعصاب روان، پرخاشگری کودکان را در دو دسته فیزیکی و کلامی و در شکل خشونت به خود (خودزنی) و خشونت به اشیا تقسیم می کند.
    شمس انصاری ادامه می دهد: «معمولاً فرزندان نسبت به تربیت مقاومت نشان می دهند و در این باره باید به بزرگترها آموزش داده شود مقابله جویی و مخالفت با کودکان لج بازی آنها را تقویت می کند.
    پرخاشگری های دوران کودکی عصبانیت های بعدی و احساس ناامنی را در بچه ها افزایش می دهد.
    تأثیر بازی ها و فیلم های خشن در پرخاشگری
    دکتر کامکاری، دکتر انصاری و دکتر خواجه نوری به اتفاق باز ی های رایانه ای خشن و فیلم ها و سریال های تلویزیونی را عاملی برای برهم زننده آرامش خیال کودکان می دانند.
    آنها معتقدند خشونت های این چنینی و آنچه کودکان در دعواهای کوچه و خیابانی می بینند ایجاد رفتارهای پرخطر را در این افراد تشدید می کند.
    رفتار والدین و تأثیر آن بر کودکان
    این کارشناسان می گویند: «دعواها و بدرفتاری والدین زمینه ساز خشونت در فرزندان و بدرفتار شدن آنان در بزرگسالی می شود.
    دکتر شمس انصاری تصریح می کند: «بی توجهی والدین به رفتارهای پرخاشگرانه کودکان موجب کم تمرکزی آنان می شود. به این ترتیب بچه ها ناآرام شده و گویی حرف در گوششان فرو نمی رود. گویی کر هستند! ادامه این روند در فرزندان احساس تحقیر به وجود می آورد و ناخواسته بر ادامه تحصیل آن ها تأثیر گذاشته و موجب ضداجتماعی شدنشان می شود. اعتیاد و رفتارهای ناهنجار نیز ریشه در رفتارهای دوران کودکی دارد.»
    گواهینامه زندگی بگیریم
    تعدادی از خانواده ها هنوز در رفع مشکلات روحی فرزندانشان خود را نیازمند پند و اندرز همسایه ها و اقوام می دانند و مشاوره نگرفتن از متخصصان به این گونه مسائل دامن می زند. اما با تدبیری ژرف می توان بسیاری از مشکلات به ظاهر بزرگ مانند ناسازگاری و دعوای کودکان را نیز حل کرد.

Friendship BearsFriendship Bears



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 | 14:31 | نویسنده : مدیریت

                           درمان لجبازی کودکان

آیا کودک شما لجباز است؟ آیا نوجوانتان دائم با نظرها و سخنان شما مخالفت می کند؟
 شاید پاسخ شما به این سوال ها مثبت باشد و نگران این باشید که فرزندتان لجباز است و برای کنار آمدن با لجبازی کودکتان از دوستان و نزدیکان راه حل هایی را جویا شده باشید.در ادامه این مطلب به بیان ویژگی های کودکان لجباز می پردازیم تا اولا لجبازی را ریشه یابی کنیم و ثانیا به راه های درمان این اختلال رفتاری بپردازیم؛ با ما همراه باشید و از زبان کارشناس ارشد روان شناسی ویژگی، دلایل و راه های درمان را بخوانید.حامد سیامکی خبوشان کارشناس ارشد روان شناسی و عضو سازمان نظام مشاوره و روان شناسی با اشاره به طبقه بندی DSM4 که طبقه بندی آماری و تشخیصی روان شناسی محسوب می شود، می گوید: افراد لجباز در این طبقه بندی یک سری ویژگی ها و خصوصیات خاص دارند که به برخی از این موارد اشاره می کنیم. طبق این طبقه بندی این افراد اغلب فعال هستند و از انجام خواسته ها و رعایت قوانین در دنیای بزرگسالان سرپیچی می کنند.آنان بسیار حساس و زودرنج هستند و اغلب زود خشمگین می شوند و به کینه توزی و انتقام جویی تمایل دارند. در کودکان لجبازی بیشتر در نافرمانی نمود پیدا می کند و خانواده ها بیشتر به علت این خصلت، کودک را لجباز توصیف می کنند. برخی والدین هر نافرمانی از سوی کودک را لجبازی می شمارند در حالی که اگر نافرمانی تداوم داشته باشد، آن را لجبازی می دانیم.

علل لجبازی در کودکان
علل لجبازی در کودکان بسیار گسترده و پردامنه است. از نظر بیولوژیکی اختلال در عملکرد غدد و اعصاب ممکن است یکی از عوامل لجبازی در کودکان باشد. اما بیشتر لجبازی ها ریشه در سبک رفتاری والدین دارد. به گفته سیامکی در ۴ مدل سبک توجه والدین به کودکان می توان ریشه لجبازی را شناسایی کرد؛ در قدم اول توجه ناکافی والدین ممکن است عامل لجبازی کودک باشد. به این معنا که چون کودک دچار کم توجهی است، با لجبازی قصد جلب توجه والدین را دارد و تلاش می کند از این طریق توجه آن ها را برانگیزد. برخی والدین هم به کودک «توجه مشروط» می کنند؛ حتما شنیده اند که والدین به فرزند خود می گویند: «اگر این کار را بکنی، پسر یا دختر خوبی هستی» آن ها با این کار در واقع خوب یا بد بودن کودک را به انجام دادن یا ندادن یک کار مشروط می کنند. از طرف دیگر والدین بسیاری هم هستند که با توجه بسیار زیاد به کودک او را لجباز بار می آورند.

این کودکان اغلب پرتوقع هستند و پس از مدتی هیچ چیز آن ها را راضی نمی کند.توجه منفی هم نوع دیگری از توجه است که معمولا با داد زدن، سرزنش و توهین کردن همراه است و کودک به عنوان مکانیسم دفاعی از لجبازی استفاده می کند.ناکامی هم یکی از علل لجبازی در کودکان است. کودکانی که دائم در رسیدن به اهداف خود شکست می خورند، لجباز بار می آیند. از طرفی خانواده هایی که دائم کودک را نهی می کنند، از او انتظارات زیادی دارند، از روش های تشویقی برای بالا بردن انگیزه کودک در انجام کارها استفاده نمی کنند، او را به سوی لجاجت سوق می دهند.نباید فراموش کرد که سرزنش و امر و نهی بیش از حد به کودک او را لجباز می کند. کودک به عنوان یک انسان حق دارد گاهی اشتباه کند بدون این که مستحق سرزنش باشد. در حالی که برخی والدین اجازه اشتباه کردن به کودک نمی دهند و بابت هر کار اشتباه او را سرزنش می کنند.

کودک در مراحل رشد درمی یابد که حق دارد اشتباه کند و مستحق سرزنش نیست. بنابراین در مقابل والدین جبهه می گیرد. انعطاف ناپذیری والدینی که انتظار شکست یا خطا را از کودک خود ندارند باعث می شود اجازه کسب تجربه به او را ندهند و اگر هم اجازه این کار را بدهند بابت هر اشتباه او را سرزنش می کنند.این کارشناس ارشد روان شناسی بالینی درباره لجبازی ناشی از خشم درونی کودک توضیح می دهد: گاه بروز ندادن خشم توسط کودک، باعث لجبازی می شود و گاهی اضطراب ها و تنش های درون خانوادگی به خشم درونی در او منجر می شود. هم چنان که الگوپذیری از والدین و تناقضات رفتاری والدین بر شکل گیری لجاجت در رفتار و شخصیت کودک نقش دارد. لجبازی برای کودک در واقع راهی برای رسیدن به هدف است زیرا او یاد گرفته است با لجبازی به هدف و خواسته خود برسد.او این الگو را از رفتارهای مستقیم والدین و یا تناقضاتی که در خانواده شاهد بوده، گرفته است.

والدینی که ضد و نقیض صحبت می کنند و خودشان لجبازی می کنند، در واقع لجبازی را آموزش می دهند و طبیعی است که کودک هم همان طور بارمی آید.دقت کنید که کودک با مهارت زندگی و مهارت های ارتباطی آشنا نیست و این والدین هستند که راه های رسیدن به هدف و نه گفتن را باید به او آموزش دهند.در کودکان دشوار، مبتلا به اوتیسم و بیش فعال، مبتلا به صرع و آلرژی،لجبازی بیشتر مشاهده می شود. همچنین تناسب نداشتن قد به وزن، کم کاری یا پرکاری غدد، اضطراب های نهان و فراگیر هم در این امر موثر است.

درمان
وی درباره شیوه برخورد با لجبازی کودکان توضیح می دهد: اولین قدم این است که پذیرش خطا را یاد بگیریم. بهتر است به عنوان والد رفتارهای کودک را با توجه به نسل و جنس وی، مورد ارزیابی قرار دهیم و خطاها و رفتارهای او را به شخصیتش ارتباط ندهیم. البته باید او مسئول کارها و رفتارهایش باشد اما لازم است مواظب باشیم که او را سرزنش نکنیم و به او حق دهیم گاهی اشتباه کند. وقتی با او صحبت می کنیم باید واضح، شفاف و ساده و دقیق انتظاراتمان را از کودک بیان کنیم. استفاده از جملاتی مثل «عرضه نداشتی این کار را انجام بدهی» در واقع تخریب شخصیت کودک است. بهتر است به او بگوییم که «اگر می خواهی این کار را انجام دهی، باید ... این گونه انجام دهی».

به این ترتیب به او کمک کرده ایم تا بدون تحقیر و سرزنش به هدفش برسد.باید یاد بگیریم به کودک حق انتخاب دهیم. بهتر است بین چند گزینه موردنظر خودمان به او حق انتخاب دهیم. اگر به او حق انتخاب دادیم در واقع به نظرش احترام گذاشته ایم. مادری که از کودک می پرسد «غذا می خوری یا نه» و پس از پاسخ منفی کودکش به او تشر می زند که باید غذا بخوری، در واقع به او حق انتخاب نداده است. بنابراین لازم است برای نظر کودک احترام قائل شویم. از طرفی والدین خود باید از نظر شخصیتی و روانی ثبات داشته باشند تا بتوانند به کودک خود کمک کنند. والدین باید یاد بگیرند شنونده خوبی باشند و به کودک فرصت حرف زدن و تخلیه هیجان بدهند تا بتواند تخیلات، احساسات، تفکرات و هیجانات خود را بروز دهد. دخالت به موقع به هنگام دعواهای بچگانه بسیار مهم است.

لازم است والدین فقط وقتی کودکان در حال صدمه زدن به خود یا طرف مقابل هستند، دخالت کنند و در غیر این صورت اجازه دهند بچه ها خود مشکلاتشان را رفع کنند. والدین کنترل گر یا سلطه جو اجازه نمی دهند بچه ها استقلال کافی پیدا کنند، بنابراین کم کم به لجبازی و یا رفتارهای پنهان کارانه سوق داده می شوند.لازم است والدین به رفتارهای مثبت کودک بیشتر توجه کنند و در قالب بازی، داستان و شعر مهارت های زندگی، حل مسئله، مهارت های ارتباطی، درست درخواست کردن، دفاع از حق و حقوق را به او یاد دهند. فراموش نکنیم که لجبازی کودک در بسیاری از مواقع ناشی از اضطراب است.

اگر علاوه بر لجبازی، کودک مشکلاتی در خواب و تغذیه دارد باید به مشاوره مراجعه کرد تا ریشه آن شناسایی و رفع شود. دقت کنید که روش های تربیتی متناقض بین والدین لجبازی کودک را تشدید می کند. اگر یکی تنبیه کند، دیگری تشویق، یکی کنترل گر باشد، دیگری کودک را آزاد بگذارد این عوامل در واقع کودک را دچار تضاد می کند و باعث می شود که او نتواند به راحتی درست را از نادرست تشخیص دهد.نباید فراموش کرد که قاطع بودن پدر و مادر، شفاف بودن قوانین داخل خانواده و مقید بودن والدین به اجرای آن قوانین بهترین راهکار برای حل مشکل لجبازی بچه هاست. قوانین نباید سخت گیرانه، احساسی، پرتناقض و موقتی باشد بلکه باید آسان، همیشگی و لازم الاجرا باشد و همه اعضای خانواده به آن عمل کنند.

لجبازی بزرگسالان
بروز لجبازی در کودکان بیشتر تحت تاثیر عوامل محیطی است. لجبازی ممکن است تا دوران بزرگسالی هم ادامه پیدا کند زیرا در واقع لجبازی نوعی بازی است که افراد در زندگی به صورت ناخودآگاه آن را انجام می دهند و همان طور که گفتیم راهی است که بعضی برای رسیدن به اهداف خود از آن استفاده می کنند. اگر کودکی یاد گرفته باشد برای رسیدن به هدف (اسباب بازی، شکلات، تفریح و بعدها رایانه و خودرو و ...) می تواند با گریه، قهر، داد و بیداد به هدفش برسد این کار را تا دوران بزرگسالی ادامه می دهد. این افراد در زمینه شغلی و تحصیلی نمی توانند رشد چندانی داشته باشند و مدام تغییر رشته یا تغییر شغل می دهند. از طرف دیگر در زندگی مشترک به صورت ناخودآگاه و ناآگاهانه سبک های لجبازی خود را ادامه می دهند و نمی توانند درباره مسائل و مشکلات خود با همسرشان به نتیجه برسند.
 


تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 | 14:24 | نویسنده : مدیریت

        چگونه با کودکان حسود برخورد کنیم؟

کودکان دو ساله یا کوچکتر زیاد با واژه حسادت آشنایی ندارند و با خوشحالی حضور یک نوزاد نو رسیده را می پذیرند و برای رفتار با نوزاد سعی میکنند از حرکات شما تقلید کنند. آنها گاهی یک عروسک بر میدارند و مهارتهای بچه داری را با شما تمرین میکنند و گاهی از شما میخواهد که اجازه دهید نوزاد را در آغوش بگیرد. اینجاست که رفتار صحیح شما میتواند حس حسادت را در کودک بزرگتر مهار کند.

 


در این هنگام شما نباید بصورت آنی عکس العمل نشان داده و او را از این کار منع کنید، بخصوص در جلوی افراد غریبه یا نا آشنا برای کودک ، بلکه میتوانید به آرامی به او بفهمانید که او به تنهایی قادر به اینکار نیست ولی زیر نظر و کنترل شما میتواند اینکار را انجام دهد. به او اجازه دهید که جغجغه نوزاد را برایش تکان داده و خلاصه به روش خودش او را سرگرم کند. بچه های سه ساله به راحتی میتوانند نوزاد را بغل کنند و چنانچه مایل به این کار نیستند، شما آنها را تشویق کنید.

 

 

در این سن، کودک تفاوت میان عروسک و نوزاد را به خوبی درک میکند. از او بخواهید هنگام خواب نوزاد، همراه شما برای نوزاد شعر و لالایی بخواند و حتی او را تشویق کنید که در حمام کردن نوزاد به شما کمک نماید.

 


بچه های چهار ساله حس همکاری را به مرور یاد میگیرند و همدردی و دلسوزی را درک میکنند. آنها توانایی نگهداری و سرگرم کردن نوزاد را دارند و میتوانند کمک زیادی به پدر و مادر بکنند. در این برهه والدین باید با رفتار مناسب تمامی ابهامات آزار دهنده را در ذهن کودک بزرگتر از بین ببرند و آنها را در نگهداری نوزاد سهیم نمایند.

 


بچه های پنج ساله و بزرگتر از حس حسادت قوی تری برخوردارند. شما نباید فکر کنید کودکتان بزرگ شده و دیگر حسادت نمی کند. بنابراین راهکارهای ذکر شده را بکار برده و به به او بگویید که بدون کمک او نمی توانید از عهده تمام کارهای نوزادتان برآیید و مهمتر این که این مسئله را به دفعات جلوی دوستان و آشنایان مطرح کنید. از فرزند بزگتر بخواهید کتابهایش را برای برادر یا خواهر کوچکترش بخواند یا عکسهایش را به او نشان دهد. حتی میتوانید به او یاد دهید زیر نظر شما لباسهای نوزاد را عوض کند.

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 | 0:9 | نویسنده : مدیریت

مهد کودک دوزبانه ، آری یا نه؟

 ا توجه به ارزش و اهمیتی که والدین به خصوص والدین ایرانی به پیشرفت علمی و تحصیلی فرزندشان می دهند، بدیهی است که تلاش و اقدام آن ها برای یادگیری زبان دوم در فرزندشان به سنین پایین تری انتقال یافته است.

مهد کودک دوزبانه ، آری یا نه؟
اگر به خاطر داشته باشید تا چند سال گذشته وقتی بچه ها وارد مقطع راهنمایی می شدند و درسی به نام زبان انگلیسی به برنامه درسی آنها اضافه می شد بسیاری از والدین یک سال زودتر و یا در همان سال ها فرزندشان را به کلاس های آزاد زبان انگلیسی می فرستادند. کم کم و به مرور زمان والدین سعی می کردند از سنین پایین تری فرزندشان را برای یادگیری زبان دوم تشویق کنند تا جایی که این روزها شاهد این هستیم که برخی از مهدهای کودک از مهمترین افتخارات و تبلیغات شان این است که دو زبانه هستند و کودکان با قرار گرفتن در بافتی متفاوت از فضای منزل یا جامعه، می توانند زبان دوم را بیاموزند. این در حالیست که بسیاری از والدین حاضرند در قبال پرداخت مبالغ قابل توجهی، سعی در فرستادن کودکان خود به چنین مهد کودکهایی کنند اما براستی این تبلیغات واقعیت دارد؟ آیا واقعا سنین 3-4سالگی زمان مناسبی برای یادگیری زبان دوم است؟ آیا کودکان آمادگی این یادگیری را در این زمان دارند؟ و ... اینها سوالاتی است که برخی از والدین با آن مواجهند و نمی دانند چنین آموزشهایی برای فرزندشان مفید است یا خیر؟

حال قبل از اینکه به این سوالات پاسخ دهیم به طور کلی توضیحاتی در مورد یادگیری زبان دوم به شما می دهیم:

حقایقی در مورد یادگیری زبان دوم

مطالعات مختلف نشان می دهد که تلاش و مطالعه برای یادگیری زبان دوم در دوره های منظم کوتاه مدت خیلی موثر تر از دوره های گسسته، منقطع و طولانی مدت است چرا که مغز راحت تر می تواند اطلاعات را به ذهن بسپارد. ضمنا به نظر می رسد که گوش دادن و خواندن متون زبان دوم، حتی زمانی که آن موارد را به طور کامل درک نمی کنیم می تواند به یادگیری بیشتر کمک کند چرا که باعث افزایش آشنایی فرد با واژه ها و کلمات می گردد. ضمنا برای گسترش دادن دامنه لغات نیز بهترین گزینه پیشنهادی استفاده از فلش کارتهایی است که خود افراد تهیه می کنند.

تلاش و مطالعه برای یادگیری زبان دوم در دوره های منظم کوتاه مدت خیلی موثر تر از دوره های گسسته، منقطع و طولانی مدت است چرا که مغز راحت تر می تواند اطلاعات را به ذهن بسپارد

روش ها

به طور کلی دو روش کلی برای یادگیری زبان دوم وجود دارد. اولین و رایج ترین روش یادگیری زبان دوم روش استفاده از کتابهای آموزشی، یادگیری گرامر به سبک سیستماتیک و افزایش دامنه لغات است. دومین روش شامل به کار بردن رویکرد شناختی است که در آن سعی می شود افراد در محیطی که به زبان دوم صحبت می شود قرار بگیرند و شامل غوطه ورسازی فرد در چنین محیطی و آموزش مکالمه و گفتگو است. این روش بیشتر در شرایطی پاسخ می دهد که فرد در کشوری دیگر و در بافت اصلی زبان مورد نظر حضور داشته باشد.
یادگیری زبان در کودکان

با توجه به توضیحات کلی که در زمینه یادگیری زبان دوم داده شد، حال نوبت به پاسخگویی به سوالاتی می رسد که در این مقاله مطرح کردیم. یعنی آیا آموزش هایی که در مهد کودک به کودکان داده می شود می تواند برای آنها موثر باشد؟ برای پاسخ دادن به این سوال باید به این موضوع پرداخت که چه سنی برای یادگیری زبان دوم مناسب است؟ مسلما این سوال پاسخ روشنی ندارد و کاملا وابسته به شرایط است.

در این مورد مطالعات مختلفی صورت گرفته برای مثال:

* کودکانی که دارای پدر انگلیسی زبان و مادر آلمانی زبان هستند یادگیری زبان دوم(دو زبان) از همان بدو تولد آغاز می شود که نتیجه این مطالعه خود بر این فرضیه صحه می گذارد که محیط، در یادگیری زبان دوم بسیار نقش دارد.

* همچنین کودکان دبستانی که به کشورهای انگلیسی زبان مهاجرت می کنند خیلی زود می توانند بر این زبان تسلط یابند اما برای آشنایی با زبان بومی و محلی آن منطقه، زمان و فرصت خیلی بیشتری نیاز دارند.

در این مورد که بتوانیم یک سن کاملا روشن را به شما عزیران معرفی کنیم دیدگاههای مختلفی وجود دارد. برای نمونه برخی از متخصصان فراگیری زبان ،ادعا می کنند که هر چه آموزش زبان دوم در کودکان زودتر شروع شود بهتر است. اما از طرف دیگر برخی از متخصصان دیگر به شدت معتقدند که کودک پیش از پنج سالگی نباید برای یادگیری زبان دوم تحت فشار قرار بگیرند زیرا یادگیری زبان دوم قبل از پنج سالگی باعث عقب افتادگی مرحله تکلم در کودک می شود. تفاوتهای دستوری در دو زبان، به اختلال و بی نظمی فکری کودک نیز منجر می شود چرا که کودک معمولا در هنگام گفتار، دو زبان را با یکدیگر مخلوط کرده و تا مدتها نمی تواند آنها را از یکدیگر جدا کنند.

تاثیر منفی دو زبانی بودن در سازگاری عاطفی و اجتماعی کودک نیز افزایش می یابد. به دلیل بیان نامناسب مطالب، این گونه کودکان مورد تمسخر قرار گرفته و پیامد این وضع احساس خشم و افسردگی در این کودکان است

همچنین برخی دیگر از پژوهشها نشان داده که آسیبهای آموزش دوزبانی در دوران مهد کودک و خردسالی به خصوص در شروع گفتار، شاید در ابتدا کاملا هویدا نباشد اما با گذشت زمان ، پیوسته آشکار می گردد. این دسته از کودکان در نتیجه دوزبانی بودن هنگام ورود به مدرسه از نظر گفتاری عقب مانده و منجر به عدم آمادگی وی در درک دروس می شود. وقتی کودک آمادگی رفتن به مدرسه را نداشته باشد، سازگاری وی با عوامل و شرایط محیطی مدرسه، نسبت به کودکان تک زبانی به مراتب دشوار تر خواهد بود. نا توانی در بیان مناسب مطالب موجب احساس نگرانی بیش از حد در کودکان می گردد. به همین دلیل کودکان دوزبانی با موانع سختی در سازگاری تحصیلی روبه رو گردیده و به زحمت می توانند به موفقیت تحصیلی دست یابند.


یادگیری زبان در کودکان

همچنین این متخصصان معتقدند تاثیر منفی دو زبانی بودن در سازگاری عاطفی و اجتماعی کودک نیز افزایش می یابد. به دلیل بیان نامناسب مطالب، این گونه کودکان مورد تمسخر قرار گرفته و پیامد این وضع احساس خشم و افسردگی در این کودکان است. لذا متخصصانی که چنین نظری در مورد یادگیری زبان دوم در ابتدای خردسالی دارند معتقدند که اوایل نوجوانی یعنی حدود 11-13 سالگی بهترین زمان برای یادگیری زبان دوم است زیرا در این سنین نوجوان بر زبان مادری خود تسلط کامل را یافته و حال آمادگی لازم برای یادگیری زبان دوم را داراست و از طرف دیگر انگیزه بیشتری برای یادگیری زبان دوم خواهند داشت. این در حالیست که دسته ای دیگر از متخصصان معتقدند که بهترین سن برای آغاز آموزش زبان دوم 7سالگی است چرا که در این سن بچه ها در حال رشد بوده و بهتر می توانند زبان دوم را درک کنند و به همین دلیل است که آموزش زبان دوم در برخی از مدارس از دوران ابتدایی آغاز می شود.

همانطور که مشاهده کردید در مورد زمان دقیق آغاز آموزش زبان دوم تقریبا توافق نظری وجود ندارد و در مورد این موضوع، هر دسته از محققان به نتایج مطالعات خود تکیه می کنند اما به طور کلی احتمالا شما والدین عزیز نیز با توجه به مطالب عنوان شده به این نتیجه رسیده اید که بهتر است کودکان برای یادگیری زبان دوم تحت فشار قرار نداده و تا قبل از اینکه در زبان اول ، پیشرفت لازم را نکرده باشند به یادگیری زبان دوم نپردازند و حداقل برای آموزش زبان دوم، تا 7سالگی آنها صبر کرده و این آموزش را از دوران کودکستان آغاز نکنیم.
مریم عطاریان

 مجموعه تصاویر متحرک زیبا سازی وبلاگ



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 | 0:8 | نویسنده : مدیریت

                                         از آغوش مادر تا مهد کودک


چه مهد کودکی برای کودک ما مناسب تر است؟
بسیاری از شیر خوارگان و کودکان پیش مدرسه ای که والدینشان در خارج از منزل کار می کنند، قسمت عمده ای از اوقات روز را دور از پدر و مادر می گذرانند. کیفیت مراقبتی که از کودکان می شود از بسیار خوب تا بسیار ضعیف متغیر است. شواهد نشان می دهد که کیفیت مراقبت در رشد اجتماعی و تحصیلی کودکان، تاثیرات طولانی مدتی می گذارد.

نقش مهد کودک:

برخی از پژوهشهای انجام شده در زمینه نقش مهد کودک نشان داده است کودکانی که به مهد کودک می روند در مقایسه با کودکانی که در سالهای پیش از مدرسه در کنار خانواده به سر برده اند، بیشتر همکاری می کنند و تکالیفشان را بهتر انجام می دهند. علاوه بر این هر قدر کودکان بیشتر در مهد باشند در فعالیتهای اجتماعی بیشتر مشارکت داشته و بازی سازنده می کنند و کمتر پیش می آید که سرگرم کاری نباشند  و فقط مشغول تماشای دیگران باشد.


از طرف دیگر برخی مطالعات نشان داده است که کودکانی که به مهد کودک می روند وقتی  به سنین ابتدایی می رسند کمتر حرف شنوی دارند و پرخاشگرند.

کارشناسان توصیه می کنند که بهتر است تا پیش از 3 سالگی کودکان به مهد کودک سپرده نشوند چرا که سه سال اول زندگی نقش اساسی در شکل گیری دلبستگی ایمن در ارتباط کودک با مادر دارد.

البته پیش از آنکه در مورد ویژگی های یک مهد کودک خوب صحبت کنیم باید به این مساله تاکید کرد که مانند هر پدیده دیگری استفاده از مهد کودک باید  در شرایط و موقعیتهای به خصوصی صورت گیرد. یعنی در هر زمان نباید خردسال یا کودک را به مهد کودک سپرد و به گمان اینکه کودک آموزشهای خاصی را دریافت می کنند، امید به رشد و پرورش فرزند خود داشته باشیم. برای مثال کارشناسان توصیه می کنند که بهتر است تا پیش از 3 سالگی کودکان به مهد کودک سپرده نشوند چرا که سه سال اول زندگی نقش اساسی در شکل گیری دلبستگی ایمن در ارتباط کودک با مادر دارد و لازم است که مادر هر لحظه در کنار کودک باشد و از او مراقبت کند. از طرف دیگر بعد از سه سالگی که لازم است کودک اجتماعی شده و وارد مناسبات اجتماعی و بازی با همسالان شود، به مهد کودک فرستاده شود. اما باز هم توصیه اکید می گردد که رفتن کودک به مهد از روی اجبار نباشد یعنی کودک مجبور نباشد حتما در زمانی خاص به مهد برود و در زمانی خاص از مهد خارج شود. این مساله نیز تاثیرات منفی بر رشد روانی کودک خواهد گذاشت.

در هر صورت شرایط زندگی شهر نشینی، بسیاری از والدین را بر آن داشته که فرزندان خود را از دوره شیرخوارگی  به مهد کودک بسپارند. لذا در ادامه ویژگی های یک مهد کودک خوب عنوان می گردد.
از آغوش مادر تا مهد کودک

آنچه که مسلم است مهد کودک در رشد کوتاه مدت ودرازمدت کودکان تاثیرات مهمی می گذارد ولی کیفیت را چگونه می توان تعریف کرد؟ یکی از اجزای مهم آن کنش متقابل بین بزرگسالان و کودک بخصوص  کنش متقابل کلامی است. کودکان مهد کودکهایی که در آن ارتباط بین بزرگسالان و کودک زیاد است در مقایسه با کودکانی که ارتباط بین بزرگسال و کودک در آن کمتر است زودتر زبان باز می کنند و مهارتهای ارتباطی و اجتماعی بیشتری کسب می کنند.هر قدر تعداد کودکان کمتر باشد و نسبت بزرگسالان به کودکان بیشتر باشد بزرگسالان بیشتر با کودکان حرف می زنند. آموزش مربی نیز اهمیت زیادی دارد، مربیانی که آموزش خاص دیده اند در مقایسه با مربیانی که چنین دوره هایی را ندیده اند، برای کودکان تجارب غنی تری را فراهم می آورند.

یافته های علمی نشان داده که کلاسهای مهدهایی که شلوغ هستند یا وسایل مجهز نداشته باشند ممکن است باعث ایجاد پرخاشگری و سایر تنشها در کودک گردد.

وضعیت ظاهری اسباب بازی ها و وسایل آموزشی و فضای بازی نیز از عوامل مهم دیگر به شمار می رود.


اسباب بازی و وفعالیتهای کودک نیز در ماهیت بازی و تبادل اجتماعی در میان کودکان تاثیر می گذارد. مکعبهای چوبی باعث بروز پرخاشگری و در ضمن باعث افزایش بازی سازنده می شود. کارهای هنری و فعالیتهای حرکتی ظریف (مثل بازی با لگو)تبادل اجتماعی را کاهش می دهد. کودکان معمولا به تنهایی سرگرم اینگونه بازیها می شوند و کمتر تمایل می یابند که با همسالان خود وارد بازی گروهی شوند. از طرف دیگرخانه داری و بازیهای نمایشی همکاری بین کودکان را افزایش می دهد.

به طور کلی بسیاری از متخصصان کیفیت خوب مهد کودک را بر اساس چند معیار تعریف می کنند:

نسبت کم کودکان به بزرگسالان، گروهی که متشکل از تعداد کمی از کودکان باشد، فضای وسیع، وسایلی که متناسب با کودکان باشد و مراقبت کنندگان با تجربه ای که در زمینه رشد اولیه کودک تجربه داشته باشند. مراقبت خوب از کودک مستلزم آن است که بزرگسالان مرتبا عواطف مثبتی نسبت به کودک ابراز کنند و به او واکنش  مثبتی نشان دهند؛ امکاناتی برای یادگیری و مکالمه فراهم کنند؛ و به ندرت عواطف منفی یا واکنش منفی به کودک نشان دهند. لذابه شما والدین گرامی توصیه می گردد که در هنگام انتخاب مهد کودک مناسب برای فرزند دلبندتان به این موارد توجه داشته باشید.منبع:تبیان

 

 مجموعه تصاویر متحرک زیبا سازی وبلاگ



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 | 0:7 | نویسنده : مدیریت

        مامان من چه جوری دنیا امدم ؟

مناسب ترين زمان برای آموزش مسائل جنسی به کودک و نوجوان زمانی است که او سوالی را در اين زمينه مطرح می کند.

آموزش مسائل جنسی به فرزندان خوب یا بد ؟

ایرانیان به دلیل فرهنگ خاصی که دارند همیشه از پاسخ به این گونه سوالات فرزندانشان پرهیز می کنند اما این مسئله نیز لازم به آموزش دارد مانند اینکه شما به کودکتان یاد می دهید که چگونه قاشق و چنگال را برای غذا خوردن در دست بگیرد، یا چگونه به دستشویی برود و ....

همیشه یک سوال برای کودکان در سنین پایین مطرح است و این سوال است :

" مامان من چه جوری دنیا امدم ؟ "

مادر در پاسخ می گوید :

ما از خدا خواستیم کودکی به من و پدرت بدهد و او از آسمان برای ما کودکی فرستاد، یا پاسخ های دیگری به این سبک .

با تفکیک سنی میشود گفت که سوالات بچه ها در مورد مسایل جنسی از پنج سال به بالا شروع میشود و والدین باید در این سن واقعیتها را به زبان خیلی ساده برای بچه ها توضیح دهند و اگر جواب دادن به سوال را جایز ندانستند اصلاً جواب ندهند زیرا در صورتی که جواب دهید ناخودآگاه حس جنسی کودک پویا می شود . 

مناسب ترين زمان برای آموزش مسائل جنسی به کودک و نوجوان زمانی است که او سوالی را در اين زمينه مطرح می کند 

ارائه آموزش به نوجوانان و کودکان را به روش مستقيم و غير مستقيم باید دنبال شود. آموزش مستقيم از طريق صحبت کردن است، اما نبايد به گونه اي مطرح شود که باعث بيداري زودرس شود.

به نظر مي‌رسد، مادران بيش از پدران در انتقال اطلاعات جنسي به فرزندان نقش دارند و در بسياري موارد نيز پدران اين وظيفه را از خود سلب کرده و به مادران واگذار مي‌كنند.

با توجه به مراحل رشد کودک، به پرسشهاي او پاسخ دهيد. هر چه سن او کمتر است پاسخ‌ها را عينی تر و با لحن جدی بگوييد. جواب آنها را حداکثر در دو تا سه جمله بدهيد. بچه‌های ده- دوازده ساله به اطلاعات بيشتری نياز دارند که مي‌توان از طريق کتاب‌ها، جزوه‌ها و کلاس‌های آموزشی به آنها دست يافت.

اما بهترین دوران برای بازگویی این مسائل سن بین 7 تا 12 سال است . منظور از این مقاله این نیست که تمام جزئیات مسائل جنسی را مطرح کنید فقط اینکه با توجه به سن فرزندتان به او پاسخ دهید، نباید اطلاعات به گونه‌ای باشد که باعث بیداری زودرس جنسی گردد .

دوره نوجوانی از بحرانی‌ترین دوره‌هاست. زمانی است که دختر و پسر به جنس مخالف دلبستگی‌های فکری و جنسی پیدا می کنند . تاثیر نیرومند تمایلات جنسی، جایگزین بسیاری از تصورات و مفاهیم ذهنی می شوند، آثار دلبستگی جنسی در رفتار آنان آشكارا منعكس می‌شود.

باید در این سنین بسیار مراقب بچه ها بود و آنها را با نکات مهمی آشنا کرد زیرا بسیاری از تجاوزات جنسی در این سنین اتفاق می افتد و مهم ترین دلیل آن عدم اگاهی فرزندانمان است، پس در سن مناسب فرزندانمان را با این مسائل آشنا کنیم.

منبع:iran-forum.ir

 مجموعه تصاویر متحرک زیبا سازی وبلاگ



تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم دی 1391 | 0:5 | نویسنده : مدیریت
                                                        ترس کودکان

همه كودكان در چند مقطع سني در زندگيشان دچار ترس و وحشت مي شوند و اين معمولاً يك بخش طبيعي از رشد آنها محسوب مي گردد. اين ترس ها در صورتي غير طبيعي هستند كه به صورت دائمي و به مدت طولاني در كودك باقي بمانند يا ذهن كودك را به طور كامل اشغال كنند، كه اين ترس در تمام فعاليت هاي عادي آنها مداخله داشته و تأثير مي گذارد و اگر كودك نتواند از آن رهايي يابد مبتلا به بيماري تشويش كه همان ترس بي مورد و بي اساس است مي گردد.

 

آيا تــرس بي اساس به سن و سطح رشدي كودك بستگي دارد؟

براي مثال در يك كودك 2 ساله ترس از نشستن روي لگن دستشويي، طبيعي است ولي در يك كودك 8 ساله همان ترس كاملاً غيرعادي و بي اساس است. كودكان نوپا معمولاً از تنهايي (جدا شدن از پدر يا مادر)، اصوات آزار دهنده، زمين خوردن، حيوانات و حشرات، استفاده از لگن توالت، حمام كردن و تاریکی هنگام خواب مي ترسند.

 

ترس در ميان كودكان پيش دبستاني شامل ترس از حيوانات و حشرات، غول ها و ارواح، گم شدن، طلاق، از دست دادن پدر يا مادر، و تاريكي هنگام خواب مي باشد. كودكاني كه تازه به مدرسه مي روند از چيزهايي مانند تنهايي، بعضي صداها، زمين خوردن، ورود به مكان جديد (به خصوص ورود به مدرسه) و تاريكي هنگام خواب ( در بچه هاي كوچكتر ) و وازدگي هاي اجتماعي، جنگ، فضاهاي جديد و ترس از دزد ( در بچه هاي بزرگتر )مي ترسند. نوجوانان (كه به سن بلوغ رسيده اند) معمولاً از دزد، موقعيت هاي جديد (مثل رفتن به دانشگاه و...) جنگ، طلاق و روابط غيرمعمول واهمه دارند و مي ترسند. اين قبيل ترس ها در كودكان در تمام گروه هاي سني، در بعضي از دوران هاي زندگيشان ممكن است افزايش يابد:

·         تـــولد يك فرزند جديد در خانـــواده

·         نقل مكــــان از خانه اي به خانه ديگـــــــر

·         طــــــــلاق و غيــــــره ... 

حتي بعضي اوقات بعد از وقوع يك اتفاق تحريك كننده، ترس در كودكان تقويت مي گردد مثلاً افتادن در آب، سوختن بر اثر تماس با يك شيء داغ يا فرار كردن از يك سگ. بعضي كودكان نسبت به كودكان ديگر بيشتر مي ترسند و اين بستگي به روحيات و خلق و خوي آنها دارد. والديني كه هميشه نگران هستند و در تشويش به سر مي برند يا زود در مقابل هرچيز عكس العمل نشان مي دهند، فرزندانشان اغلب داراي همان روحيات هستند و هميشه در ترس و واهمه قرار دارند.

 

چگونگـــي برخورد با تـــرس در كـــودكان

۱- هرگز احساسات و ترس در كودك را بي ارزش نشماريد و هيچ گاه به خاطر ترسيدنش او را تحقير نكنيد و بدانيد كه بي توجهي به چيزهايي كه او را مي ترساند كمكي به حل مشكل نمي كند. 

۲- از او بخواهيد علت ترسش را بگويد و درباره آن با او صحبت كنيد، اين راه در صورتي كه ترس كودك ناشي از وقوع يك اتفاق تحريك كننده باشد، بسيار مفيد است. 

۳- بيش از حد لزوم از او مواظبت نكنيد و اجازه بدهيد او خودش از چيزهايي كه مي ترسد دوري كند و كودك را هيچ وقت به انجام دادن كارهايي كه از آن واهمه دارد وادار نكنيد. 

۴-بيش از حد عكس العمل نشان ندهيد زيـــــرا توجه زياد شما باعث تقويت تـــرس در كـــودك مي شود. 

۵- به كودك دلداري دهيد تا ياد بگيرد بر ترسش مسلط گردد. براي مثال اگر او از رفتن به يك مدرسه جديد مي ترسد، بايد با او همدردي كنيد و برايش توضيح دهيد. به عنوان مثال بگوييد : "من مي دانم كه از رفتن به اين مدرسه هراس داري و شايد از اين كه دوستان جديدي پيدا مي كني نگران هستي؛ ولي من فكر مي كنم در آن لحظه احساس خيلي بهتري خواهي داشت. "  

۶- با او در مورد چيزهايي كه او را مي ترساند گفت وگو كنيد. به او يادآوري كنيد كه قبلاً هم دوستان جديد زيادي پيدا كرده بود و او را تشويق كنيد كه به مدرسه برود. راه حل مفيد ديگر اين است كه شما برايش نقش بازي كنيد كه چه طور با مردم روبه رو شود و خودش را معرفي كند. 

۷- يادش بياوريد كه قبلاً هم در يك زماني از چيزي مي ترسيده و بعد از مدتي ترسش ريخته و ديگر از آن نمي ترسد. 

۸- به او قوت قلب بدهيد و به او كمك كنيد تا با ترس روبه رو شود. در ضمن در يك دوره طولاني، صلاح نيست دائم به او ياد بدهيد كه از هر چيزي كه مي ترسد دوري كند.

 

ســــــــرانجام ایـــنکـــــــه : 

اگر ترس تبديل به يك بيماري شود و به هيچ طريقي نتوان ترس را از بين برد مخصوصا اگر در رشد و فعاليت هاي روزمره كودك تأثير بگذارد، مي بايست جهت درمان به يك روان پزشك كودك مراجعه كنيد.

 

والدین عــــزیـــــز هــــرگــــز و تحت هیچ شـــرایطــی :

احساسات و ترس در كودك را بي ارزش نشماريد و هيچ موقع به خاطر ترسيدنش او را تحقير نكنيد و بدانيد كه بي توجهي به چيزهايي كه او را مي ترساند كمكي به حل مشكل نميكند.

منبع http://www.samiraeslamieh.blogfa.

 مجموعه تصاویر متحرک زیبا سازی وبلاگ



  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ